X
تبلیغات
فدک نامه

     فدک نامه

         فرهنگی هنری


[ پنجشنبه 1392/03/02 ] [ 11 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]




امام جواد(علیه السلام): مۆمن به سه ویژگی نیاز دارد:

توفیق از جانب خدا، واعظی از درون و پذیرش نصحیت از ناصحین.

. . .

امام جواد(علیه السلام) می فرمایند: عزتمندی مۆمن در بی نیازی او از مردم است.

...........

امام جواد(علیه السلام): امر به معروف و نهی از منکر دو آفریده خداوند هستند،

پس هر که آن دو را یاری کند، عزیز می شود، و هر که آن دو را وانهد خار می شود.


برچسب‌ها: ولادت, امام, محمد تقی, ع, زندگی نامه
ادامه مطلب

[ سه شنبه 1392/02/31 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

اعضاء تئاتر و تعزیت گروه فرهنگی هنری فــــــــــــــــدک در پشت صحنه

جناب آقای مهندس مددی کارگردان گروه فـــــــــــــــدک


  آقای مددی در کنار آقای بزازیان مداح گروه فـــــــــــدک


آقای سعید صلواتی مسئول دکور و افکت گروه فـــــــــــــدک


آقای محمّد جواد صلواتی مسئول دکور و نورپرداز(اولی از چپ)

آقای صلواتی مشغول تنظیم صدا   


آقای منصوریان مدیر گروه موسیقی فـــــــــــــدک


آقای منصوریان در کنار اعضاء گروه موشیقی فـــــــــــدک
از راست به چپ : آقای مجتبی برامالکی و نوید ملکی


آقای محمد یوسفی ارکستر گروه فــــــــــــدک


از راست به چپ : بنیامین بزازیان ،میلاد جولا ،مهدی درخشان،
میثم جولا ومسلم جولا بازیگران گروه فـــــــــــــدک



آقای محمود نارنج پور بازیگر گروه فــــــــدک


متاستفانه اینها تنها عکسهای نیمی از افراد مچموعه فــــــــــــدک  بود که ای کاش میتونستیم از تمامی افرادی که ما را در این برنامه ها یاری میکنند به نمایش میگذاشتیم
 از بقیهء افرادی که عکسی از شون نیست عذر خواهی میکنیم .  


برچسب‌ها: اعضا, گروه, تئاتر, و تعزیت, فدک

[ دوشنبه 1392/02/30 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

در این ماه فرشته‌ای تا صبح اینگونه ندا می‌دهد: خوشا به حال «رجبیون» خوشا به حال آنان که والایی ماه رجب را دریافته‌اند و از برکت این ماه نصیبی اندوخته‌اند یکی از بوستان‌های بزرگ ماه رجب المرجب « لیلة الرغائب» است و اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند‌ و در این شب ملائک بر زمین نزول می کنند.
 لیلة الرغائب یعنی شب بخشش‌های بزرگ، شب آرزوها، شب رحمت و آمرزش، شب خاص مناجات، شب یارب یارب گفتن‌ها، شب دعای کمیل حضرت علی(ع)، شب زیارتی امام حسین(ع)، شب انس با معبود، شب عشق بازی با معشوق حقیقی، شب تالی قدر و شبی که پیامبر اکرم(ص) در عظمت آن می‌فرماید: «از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را لیلة الرغائب می‌نامند چرا که چون وقتی یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته‌ای نیست مگر اینکه در کنار کعبه آید. آنگاه خداوند نظر رحمت بر آنان کند و می‌فرماید: ای فرشتگانم هرچه خواهید از من بخواهید. فرشتگان در پاسخ گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزی،‌ خداوند در پاسخ فرماید: آمرزیده ام.» برای این شب اعمالی از رسول خدا(ص) ذکر شده است که فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امکان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء ۱۲ رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، ۱۲ مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون ۱۲ رکعت به اتمام رسید، ۷۰ بار ذکر" اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الأُمِّیِّ وَعَلَی آلِه" گفته شود. پس از آن در سجده ۷۰ بار ذکر "سُبوُحٌ قُدّوس، رَبُّ المَلائِکَةِ وَ الروُّح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، ۷۰بار ذکر "رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ" گفته شود. دوباره به سجده رفته و ۷۰ مرتبه ذکر "سُبوُحٌ قُدّوس، رَبُّ المَلائِکَةِ وَ الروُّح" گفته شود. در اینجا می‌توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.

پیامبر اکرم( ص) در فضیلت این نماز می‌فرماید: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می‌فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.

در کتاب المراقبات فی اعمال السنه مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی در خصوص شب آرزوها اعمال و فضائل بسیاری نقل شده که از آن جمله می‌توان به روزه پنج‌شنبه، استغفار زیاد و نماز ویژه‌ای که در مفاتیح آمده و یا برخی اعمالی دیگر که قبلا در مقاله تحت عنوان لیلةالرغائب تقدیم گردید اشاره کرد.

«یا غفارالذنوب»، «یا کریم العفو» ای رحیمی که با بزرگواری از خطای بندگان می‌گذری و «یا مبدل السیئات بالحسنات» بدی‌های بندگان را با نیکی پاسخ می‌دهی و در مقابل اندک خوبی‌ها، پاداش بسیار عنایت می‌کنی از تو می‌خواهیم در این شب نیز به ما «اَعْطِنی بِمَسئَلتی ایاک جَمیعَ خَیرالدُّنیا و جُمیع خیر الاخره» عطا نمایی.

التماس دعا

منابع:

المراقبات، شیخ جواد ملکی تبریزی، ترجمه سیدمحمد راستگو، فصل هفتم

اقبال الاعمال، سیدبن طاوس، اعمال ماه رجب

مفاتیح‌الجنان، شیخ عباس قمی


برچسب‌ها: شب, لیلة الرغائب, شب بخشش, گناهان

[ پنجشنبه 1392/02/26 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]



و هنگامه سوگ فرارسید…
و غم انیس دوباره ی قلب های همیشه منتظر شد…
و اشک همنشین گونه های امیدوار به وصال…
و می دانی سوگ نشانه ای دارد که رسم عزا سیاه پوشی است…

و اینک قامت خیال من هم سیاه به تن کرده است…

فرارسیدن ایام سوگواری سالروز شهادت امام هادی علیه السلام رو خدمت شما گرامیان تسلیت عرض می کنم.


برچسب‌ها: شهادت, جانسوز, امام, علی نقی, ع

[ دوشنبه 1392/02/23 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]



دهمين حجت خدا هادى
دهمين مير و پيشوا هادى
دهمين دادرس به خلق جهان
دهمين شافع جزا هادى
متوکل نمود مسمومت
کشته زهر اشقيا هادى

 يا علي بن جواد، يا امام المتقين
اي امام دهمين، اي شهيد راه دين
جان به قربان تو و درد و رنج و آه تو
در نهايت خانه ات، گشته قربانگاه تو
تا صف محشر بود در ادامه راه تو.


"بهتر از نیكی، نیكوكار است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است و برتر از علم، حامل آن و بدتر از بدی، عامل آن است وحشتناك تر از وحشت، آورنده آن است."
از سخنان گهربار امام هادی علیه السلام


نه همی جای تو در سامره تنها باشد
که به دلهای محبان تو جای تو بود
دیده گریان نشود روز جزا در محشر
هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود


 نارضایتى‌ پدر و مادر ، کم‌ توانى‌ را به‌ دنبال‌ دارد و آدمى‌ را به‌ ذلت‌ مى‌کشاند.

(مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ ۳۰۳)

برچسب‌ها: شهادت, امام علی نقی, بر شیعیان, جهان, تسلیت باد

[ دوشنبه 1392/02/23 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

بسمه تعالی
در 92/2/22 تمامی خانوادهء هنرمندان در تالار فرهنگ گرد هم آمدند تا روز جهانی تئاتر و تئاتری ها را جشن بگیرند.
برنامه با قرائت زیبای  آقای حسین نجف زاده آغاز شد و بعداز آن اجرای زیبای سایه روشن کاری گروه ترنج به اوج رسید.اجرای زیبا و به یاد ماندنی بود.

با پخش کلیپی از گلچین کارهای تئاتر تمامی گروه ها و مصاحبه کارگردانها تمامی حضار دست به تشویق این عزیزان هنرمند بردند.

آقای نجوایی شروع کردند ازگفتن افتخارات و نام نمایشهای این بزرگوار و سپس معرفی کردند
 "جناب مهندس ساسان مددی"


جناب مهندس ساسان مددی از بین بچه های تئاتر بلند شدند و میکروفن به دست به بالای صحنه رفتن
و مصاحبهء خود را به صورت حضوری انجام دادند
"در مسابقه دو پارالمپیک بین کند ذهنان 9 نفر شرکت کردند در بین راه نهمین نفر پایش پیچ می خورد و به زمین می افتاد و از بقیهء دوندگان عقب می ماند و آن 8نفر دیگر برگشتند و نفر نهم را بلند کردند، باهم به سمت خط پایان رسیدند، به جای اینکه در فکر رسیدن به خط پایان باشیم گاهی وقتا نیازه گذشت کنیم تا که دیگران را به خط پایان برسانیم.
شعله شمع با افروختن شمعی دیگر خاموش نمی گردد."
آقای بهرامی (رئیس اداره ارشاد اسلامی) آقای مددی و آقای نجوایی در کنار هم به سه نفر برگزیده هدیه و تقدیر نامه را به آنها اهداکردند.


آقای مددی افزودند: که واقعا سخت و مشکل است از یک گروه فعال 30 نفره سه نفر را انتخاب کرد.
که افرد انتخاب شده نامبره است از:
جناب آقای محمد جواد بزازیان


جنای آقای حسین منصوریان


جناب آقای محمود نارنج پور
 

 


مبارکتان باشد
روز جهانی تئاتر بر شما تئاتری های عزیز مبارک

        


برچسب‌ها: جشن, روز, جهانی, تئاتر

[ دوشنبه 1392/02/23 ] [ 5 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]


نام: امام محمد باقر (ع)

القاب: باقر – باقر العلوم

كنيه: ابو جعفر
نام پدر: علي ابن الحسين(ع)

نام مادر: ام عبدالله

تاريخ تولد: سوم صفر سال 57 هجري در شهر مدينه چشم به جهان گشودند

دوران امامت: 18 سال

مدت عمر: 57 سال

خلفاي غاصب معاصر:

1-وليدبن عبدالملك،2-سليمان بن عبدالملك،3-عمربن عبدالعزيز،4- يزيد بن عبدالملك،4- يزيد بن عبدالملك،5- هشام بن عبدالملك

تاريخ شهادت: 7 ذيحجه سال 14 هجري در شهر مدينه

مرقد شريف: قبرستان بقيع شهر مدينه كشور عربستان


گزيده‌اي‌از سخنان آن بزرگوار :تو را به 5 چيز سفارش مي‌كنم:1- اگر مورد ستم واقع شدي ستم مكن2-اگر به تو خيانت كردند خيانت مكن 3-اگر تكذيب كردند،خشمگين مشو4-اگر مدحت كنند شاد مشو 5-اگر نكوهشت كنندبيتابي مكن.

ادامه زندگینامه امام محمد باقر (ع) در ادامه مطلب

برچسب‌ها: تاريخچه‌‌اي, از زندگي, امام پنجم, عليه السلام
ادامه مطلب

[ دوشنبه 1392/02/23 ] [ 5 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

اى مهر دل فروز، در آسمان علم
وى یار مه جبین، یا باقرالعلوم
اى حجت خدا، ما را شفیع شو
در روز واپسین، یا باقرالعلوم

ولادت امام محمدباقر (ع) مبارک باد


امام و حجّت اهل یقینی
فروغ آسمان، مهر زمینی
گشادی بال دانش بر سر م
گشودی راه دین در باور ما
از آن موجی که از علم تو برخاست
شریعت زنده و اسلام برجاست
ز دریای تو خیزد موج دانش
درخشد نام تو بر اوج دانش

ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده
سلاطین جهان یکسر گداى حضرت باقر
زبان از وصف او لکن، قلم از مدح او عاجز
که جز حق کس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر



بهشت رحمت صفاى جنت / بهار طوبى جمال یزدان
امام باقر که فیض وافر / دهد کلامش به علم و عرفان
ولادت با سعادت امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد . . .


امشب گل سرخ باغ دین می آید
فرزند امیرالمومنین می آید
تبریک که ماه برج حکمت باقر
در خانه زین العابدین می آید


طنین پر ترنم «دانستن» در سالروز میلاد اسوه علم و فضیلت
بر همه جوانان ایران زمین فرخنده باد . . .


نزاید مادر گیتى ز بهر خدمت مردم
به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر
به ذرات جهان یکسر بود او هادى و رهبر
که جان عالمى گردد فداى حضرت باقر . . .


برچسب‌ها: ولادت, امام, محمدباقر, ع, مبارک باد

[ دوشنبه 1392/02/23 ] [ 5 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

گروه نمایش فـــــــــدک ، روز جهانی تئاتر را به همه ی هنرمندان فعال در عرصه تئاتر تبریک عرض می نماید.

در شهرستان شوشتر جشن روز جهانی تئاتر به مدت 4 شب در پارک داریون برگزار شد که در پی این شبها گروه های نمایشی شهرستان شوشتر نمایشهای خیابانی را در اجرای عموم قرار دادند .

گروه تئاتر فـــــــــدک در شب پایانی  نمایش طنز شب شعر را به مردم عزیز شوشتر تقدیم کردند.



برچسب‌ها: روز, جهانی, تئاتر

[ یکشنبه 1392/02/22 ] [ 12 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

هتک حرمت به صحابهء  رسول خدا و یار با وفای امیرالمومنین "حجر ابن عدی"
به تمامی شیعیان و محبین رسول خدا (ص) تسلیت و تهنیت باد.

واین کار آنها بی جواب نخواهد ماند...
 


برچسب‌ها: هتک, حرمت, به صحابه پیامبر, حجرابن عدی

[ جمعه 1392/02/20 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

هنر آموزش ، هنر بیداری کنجکاوی طبیعی

از ذهن جوان به منظور جلب رضایت پس از آن است

تقدیم به هنرمند ترین معلم


یک پدر بخشنده آب و گل است / یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسی کدامین برترین / آنکه دین آموزد و علم یقین

روز و هفته معلم بر همه ی معلمان مبارک باد .


چه کسی هر دو لبم را به الف باز نمود

چه کسی جامه تقوا به تنم ساز نمود

ای معـلم کـه تـو را دانـش بسیـار بـوَد

جان شاگرد بـه فدایت که سزاوار بوَد . . .

[ پنجشنبه 1392/02/12 ] [ 8 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

بر مـقدم دخـتر پیمـبر صلـوات

بر چشمه ی پاک حـوض کوثـر صلوات

بر محضر حضرت مـحمـد تبـریک

بر مادر شیعیان حــیدر صلوات

.

.

.

بگوشـم مـژده می آید دمـادم

دل شوریـده گردد شاد و خــرم

تولد یافــت در ماه جمادی

عزیز کــه بود او فخر عالم

میلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

.

.

.

چه گویم در مقام تو / تو ای روح اهورایی / تو نور چشم خورشیدی

تو زهـــرایی ، تو زهـــرایی …

.


برچسب‌ها: تبریکريا, روز مادر

[ پنجشنبه 1392/02/12 ] [ 8 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

گروه هیئت فدک به مدت چهار شب  در روستای کنارپیر با همکاری

سازمان ارشاد اسلامی شهرستان شوشتر و انجمن اسلامی و بسیج هنرمندان

به سوگ بانوی فدک با عنوان های

۱- شعله های نفاق          ۲-  بیت الاحزان           ۳-  سفر یاس کبود

۴- بقیع غریب

                                                 به سوگ می نشیند

 

    

 

     

 

     

 

      

 

      

 

       


برچسب‌ها: شوشتر, فدک, تعزیه, گروه, ارشاد

[ یکشنبه 1392/02/01 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

فدک باغیست بزرگ و پهناور سرسبز و سربلند

که فقط یک صاحب دارد و بس 

مردی مهربان  باغبانش

بچه ها تمام نخل هایش

گل و بلبل هایش

یکی هم هست آبیارش

کار سیراب کردن بچه ها با اوست

و دومهربان که هرس کنند علف های هرزهء باغ را

فاطمه همیشه فاطمه است و صاحب همیشگی فدک

آری

فاطمه ، فاطمه است و صاحب همیشگی فدک

هستیم تا بماند فدک

فدک سبز است و سبز خواهد ماند

باغیست از بهترین باغها

قشنگترین باغ دنیا.


برچسب‌ها: باغ, فدک, مهربان

[ شنبه 1392/01/31 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

در مورد سيلي خوردن حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ توسط عمر بايد گفت:
اولاً: اين مسئله با توجه به روحيه خشن عمر و مسئله‌ي تصاحب خلافت كه به هر قيمتي طالب آن بودند و در اين راه از اسائه ادب و اهانت به پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ إبا نداشتند. اين روحيه عمر و اهانت او به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت او، هم در كتب اهل سنّت و هم در كتب شيعه به آن اشاره و تصريح شده است.
يكي از موارد اهانت به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ توسط عمر كه در كتب معتبر اهل سنّت و شيعه به آن اشاره شده است؛ موقعي بود كه: پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در آخرين روزهاي حياتشان براي جلوگيري از اختلاف و سوء استفادة بعضي از مهاجرين بعد از رحلت ايشان، قصد داشتند مطالبي را بنويسند و اين بعنوان مدرك و سند باقي باشد و به اين وسيله از اختلاف و سوء استفاده جلوگيري شود.
وقتي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: قلم و دوات و صفحه‎اي بياوريد، تا چيزي بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد.[1]
عمر بن خطاب در پاسخ گفت: اين مرد هذيان مي‎گويد و متوجه نيست كه چه مي‎گويد. ولي همين عمر وقتي ابوبكر در اواخر عمر و در آن مريضي سخت كه حتي بعضي مواقع بيهوش مي‎شد، قلم و دوات خواست تا خليفه بعد از خود را تعيين كند، نگفت اين مرد هذيان مي‎گويد چرا كه مي‎دانست ابوبكر قصد دارد او را بعنوان وصي و خليفه بعد از خود قرار دهد.[2] و در راستاي بدست آوردن حكومت تا آنجا پيش رفتند كه در شب عقبه، نقشه قتل پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ را كشيدند ولي موفق به اجراي آن نشدند.
و همچنين در غصب فدك و درخواست بازگرداندن آن به توسط حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و ايراد خطبه، وقتي كه ابابكر از جواب عاجز مي‎ماند شروع به اهانت به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و آل آنها مي‎كند كه اين مطالب بالا در كتب معتبر اهل سنت و شيعه بطور متعدد نقل شده است.
با تمام اين احوالات و جريانات، ديگر سيلي زدن به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ در مقابل نقشه قتل پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ديگر جريانات، چيز عجيب و غيرقابل باور نيست بلكه در راستاي غصب خلافت اين عمل بطريق اولي مي‎توانسته است از عمر سر بزند.
ثانياً: مطلب سيلي خوردن حضرت زهراء ـ سلام الله عليها ـ را منابع معتبر سنّي و شيعه نقل كرده‎اند و راويان اين قضيه، هم موثق بوده‎اند كه از آن جمله طبري در «دلائل الامامه» مي‎گويد: عمر در ضمن نامه‎اي براي معاويه پس از نقل قضيه سقيفه بني ساعده و بيعت گرفتن براي ابوبكر، چگونگي برخورد با فاطمه ـ سلام الله عليها ـ را چنين بيان مي‎كند:
«... به فاطمه ـ سلام الله عليها ـ كه پشت در بود گفتم: اگر علي ـ عليه السّلام ـ از خانه براي بيعت بيرون نيايد، هيزم فراواني به اينجا بياورم و آتشي برافروزم و خانه و اهلش را در آن بسوزانم يا علي ـ عليه السّلام ـ را براي بيعت به سوي مسجد مي‎كشانم، آنگاه به خالد بن وليد گفتم: تو و مردان ديگر هيزم بياوريد، و به فاطمه ـ سلام الله عليها ـ گفتم خانه را به آتش مي‎كشم.
همان دم دستش را از در بيرون آورد تا مرا از ورود به خانه باز دارد، من او را دور نموده و با شدّت در را فشار دادم و با تازيانه بر دستهاي او زدم تا در را رها كند، از شدّت درد تازيانه ناله كرد و گريست، نالة او بقدري جانكاه و جگر سوز بود كه نزديك بود، دلم نرم شود و از آنجا منصرف گردم، ولي به ياد كينه‎هاي علي ـ عليه السّلام ـ و حرص او بر كشتن قريشيان افتادم. با پاي خودم لگد بر در زدم ولي او هم چنان در را محكم نگه داشته بود كه باز نشود. وقتي كه لگد بر در زدم، صداي نالة فاطمه ـ سلام الله عليها ـ را شنيدم و اين ناله طوري بود كه گمان كردم مدينه را زير و رو كرد. در آن حال فاطمه ـ سلام الله عليها ـ مي‎گفت: «يا ابتاه! يارسول الله! هكذا يُفعل بجيبتك وا بنتك، آه! يا فضَّةُ اليكِ فخذيني فقدوا... قُتِلَ ما في احشائي من حملٍ» اي پدر جان! اي رسول خدا! بنگر كه اين گونه با حبيبه و دختر تو رفتار مي‎شود، آه! اي فضّه بيا و مرا در ياب، كه سوگند به خدا، فرزندم كه در رحم من بود، كشته شد. در عين حال در را فشار دادم، در باز شد. وقتي وارد خانه شدم؛ فاطمه ـ سلام الله عليها ـ با همان حال روبروي من ايستاد، ولي شدت خشم من، مرا به گونه‌اي كرده بود كه گوئي پرده‎اي در برابر چشمم افتاده است، چنان سيلي روي روپوش، به صورت او زدم كه به زمين افتاد...»[3]
و خصيبي در «الهداية الكبري» و بحراني در «العوالم» و همچنين بسياري ديگر با ذكر سند به نقل از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نوشته‎اند:
عمر با لگد بر در خانه كوبيد، تا اين كه در به پهلوي فاطمه ـ سلام الله عليها ـ اصابت كرد، در حالي كه، او به جنيني شش ماهه به نام محسن حامله بود و آن جنين سِقط گرديد.
آن گاه عمر، قنفذ و خالد بن وليد هجوم آوردند، عمر بر صورت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ سيلي زد به طوري كه گوشواره‎اش در زير مقنعه قطع گرديد و صدايش به ناله برخواست و گفت: وا! ابتاه، وا رسول الله!! ابنتكِ فاطمة تكذّب و تضرب و يقتل جنين في بطنها.
«و اي پدر! واي رسول الله!! به دخترت نسبت دروغ مي‎دهند، او را مي‎زنند و فرزندش را مي‎كشند.»
اميرالمؤمنين در اين هنگام فضّه را طلبيد و گفت: بانويت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ را كمك كن آن گونه كه زنان حامله را در زايمان كمك مي‎كنند. پس همانا از اثر لگد و ضرب در، درد زايمان او را فرا گرفت و محسنش سقط گرديد.
راوي مي‎گويد: امام صادق ـ عليه السّلام ـ آن چنان مي‎گريست و مي‎گفت كه محاسنش از اشك تر شد.[4]
شيخ صدوق در كتاب «الامالي» در حديثي از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ با ذكر سلسله سند به نقل از امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ آورده است كه:
به همراه فاطمه، حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ نزد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بوديم. ناگهان رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ به ما نگاهي كرد و گريست! گفتم: چه شده يا رسول الله؟! فرمود: «أبكي من ضربتك علي قرن، و لطم فاطمة ـ سلام الله عليها ـ خدّها.» از ياد ضربت شمشير بر پيشاني تو و سيلي دشمن بر صورت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ گريستم.
حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ دربارة اين جريان مي‎فرمايد:
بر در سرايم هيزم انبوهي فراهم ساخته، اخگر آوردند تا ما را بسوزانند و در خانه را، به آتش كشند. من در وراي در قرار گرفتم و آنان را به خدا و پدرم سوگند دادم، كه دست از ما بكشند و عوض آن به ياري ما برخيزند. عمر تازيانه را از دست قنفذ، غلام ابوبكر گرفت و بر بازويم فرود‌ آورد، كه اثر آن بسان دملي متورّم گرديد.
آن گاه در را با پاي خود شكست و آن را به روي من انداخت. من كه حامله بودم به رو نقش بر زمين گشتم. آتش زبانه كشيد و رخسارم به زمين ساييده شد. او به چهره‎ام تپانچه زده، آن گونه كه گوشواره از گوشم بيافتاد. در اين هنگام درد زايمان مرا فرا گرفت و محسنم را بي‎هيچ گناهي سقط نمودم.[5]
ثالثاً علت اختلاف يا ناقص بودن قضايا و جريانات تاريخي در كلام اهل سنت و كتب آن‎ها، سيره و روش علماء آنان در برخورد با اين گونه جريانات است و به اين سيره و روش بعضي از بزرگان اهل سنت اشاره و تصريح كرده‎اند كه از آن جمله در اعتراض به ابن قتيبه كه يكي از بزرگان و سرشناسان اهل سنت است كه در كتب خود تا حدّي به اين جريانات اشاره كرده است و بدين جهت مورد اعتراض قرار گرفته و او را تخطئه كرده‎اند.
«ابن عربي» در كتاب «العواصم من القواصم» اظهار مي‎دارد: من أشدّ شيئي علي الناس، جاهل عاقل أو مبتدع محتال. فأمّا الجاهل فهو ابن قتيبه، فلم يبق و لم يذر للصحابة رسماً في كتاب «الامامة و السياسية» إن صحّ جميع مافيه.[6]
«از جمله سرسخت ترين و ناگوارترين امور در جامعه، يكي انديشمند ناآگاه و ديگري بدعت‎گزار حيله‎گر است. امّا انديشمند ناآگاه همچون ابن قتيبه است كه در كتاب «الامامه و السياسة» رسم (پرده‎پوشي) را در مورد صحابه رعايت نكرده است اگر چه همه آنچه را كه نقل كرده است، صحيح مي‎باشد.
و «ابن هجر هيثمي» در كتابش اظهار مي‎دارد: «... مع تأليف صدرت من بعض المحدثين كابن قتيبه مع جلالته القاضية بأنه كان ينبغي له أن لا يذكر تلك الظواهر، فان أبي إلّا أن يذكرها، فليبين جريانها علي قواعد اهل السنة...»[7]
«نظر به كتابهايي كه بعضي از محدثان والا مقام همانند ابن قتيبه (در حوادث صدر اسلام) نوشته‎اند، شايسته اين بود كه وي از ذكر جزئيات حوادث، اجتناب مي‎نمود و چنانچه ناچار از نقل آن‎ها بود، مي‎بايست جريان اين حوادث را مطابق قواعد اهل سنت تعديل و تبيين مي‎نمود».
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. زندگاني حضرت زهرا، شهيدي.
2. فاطمه از مهد تالحد، محمد كاظم موسوي.
3. بيت الاحزان، شيخ عباس قمي.

[ پنجشنبه 1392/01/15 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]


حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

                                          خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که ره بستی میان کوچها بر فاطمه

                                          گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود


برچسب‌ها: حضرت فاطمه, شهادت, فدک, بیبی دوعالم, تعزیه حضرت ضاطمه

[ یکشنبه 1392/01/11 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

تبریک در ماه غم زهرا حرام است

  مهدی از این
تبریک بیزار است یاران

     بی معرفت باشم اگر
تبریک گویم 

         وقتی که پیغمبر عزادار است یاران



برچسب‌ها: غم, تبریک, یاران, پیغمبر

[ دوشنبه 1392/01/05 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

باز صدای پای بانوی فدک می آید

شکوفه را ارمغان می آورد

وخود راهی سفر خواهد شد

پس شما ای فدکیان امانت داری کنید و

علف های هرز ، کینه ،  نفاق ، حسد ،

غرور را از باغ دلتان بیرون بریزید 

و فدکــــــــــــــــــــــــــ را زنده نگه دارید

                    سال نو مبارک 

                                                      مددی


برچسب‌ها: صدای, بانو, شکوفه, بهار, فدک

[ سه شنبه 1391/12/29 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

رسیده عید و دلها شادو خرم                         همه در فکر دیدارند باهم

همه آماده اند سفره بچینند                            به فکرسفره های هفت سینند

منم در سفره دارم هفت سین را                     ولی توام شده باداغ زهرا

بود سین نخستین سیلی کین                         به روی مادرم با دست سنگین

ببین برسفره سین دومم را                          که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی                          که مادر سوخت بین کینه توزی

از این ماتم دل حیدر غمین است                   که سین چهارمم سقط جنین است

به روی سفره سین پنجم این است                 سرسجاده اش زینب حزین است

شده سفره پر از اشک شبانه                      ششم سین مانده سوت و کور خانه

چه گویم ای عزیز از سین آخر                   بود آن سینه مجروح مادر

برچسب‌ها: هفت, سیــــــــــــــــــــن

[ دوشنبه 1391/12/28 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

باز کن پنجره را ، که بهاران آمد
که شکفته گل سرخ ، به گلستان آمد 
ســـــــــــــــــــــــــــال نو مبارکــــــــــــــــــــــــ

* * * * * * *
" آرزو دارم :
خورشید رهایت نکند
غم صدایت نکن
ظلمت شام ، سیاهت نکند و تورا
زدل آنکس که دلت در تن اوست 
و تو میدانی که او کیست جدایت نکند"
پیشاپیش آغاز بهار مبارک باد

* * * * * * *
بقیه در ادامه مطلب

برچسب‌ها: عید, میارک, پیامک, تبریک
ادامه مطلب

[ دوشنبه 1391/12/28 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

ساحل افتاده گفت : « گر چه بسی زیستم

هیچ نه معلوم شد آه كه من كیستم .»

موج ز خود رفته ای، تیز خرامید و گفت :

  هستم اگر می روم گر نروم نیستم
سلام به همه دوستای خوب فدکی.
حالتون خوبه ؟
شرمنده از اینکه چند وقتی سایت رو آپ نکردیم .
بعد از برنامه های فشرده محرم و صفر همه بچه های گروه در حال استراحت هستند و اما سایت
به خاطر فصل امتحانات متاستفانه نتونستیم سایت رو تغییر بدیم.مرسی از همه ی عزیزانی که به سایت ما سرزدید.
دوستای گل نظر فراموش نشه.
                             هستم اگر میروم گر نروم نیستم


برچسب‌ها: هستم

[ شنبه 1391/11/28 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]








برچسب‌ها: گروه, تئاتر, فدک

[ جمعه 1391/11/06 ] [ 5 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

روزها گذشت و به 10/7 نزدیک تر میشدیم
مسئولیت طراحی دکور بر دوش بچه های گروه البته فقط چند نفر شان بود و امسال به دلیل برپایی نمایشگاه مبل نتوانستند به موقع چیدمان  دکور را انجام دهند و در مه و سرما و تاریکی فقط چهار پنج نفر بودند که شبها را به دور دکور به نیمه میرساندند و همچنان خبری از عوامل تدارکات نبود گویا تدارک انجام نشدن کار را گرفته بودند
 اجرشان با ابا عبدالله .
در تاریخ 10/7 شب اول  ظهر عاشو را بود  ولی به دلیل جمع نشدن دکور به مردم گفتند برنامه اجرا نمیشه ولی خدا که بخواد برنامه  اجرا بشه شهاب سنگ هم نمیتونه صد راهش بشه .اجرای شب اول با موفقیت گذشت هر چند مخالفینی بودند که با کارشان و بعد با حرفهایشان نارضایتی یشان را از گوشه کنار شنیدیم.
شب دوم خانه خولی که واقعا بچه ها گل کاشتند و کار بدون نقص گذشت
شب سوم راهب نصرانی با اجرای زیبای بچه ها گذشت 
شب چهارم آقای مددی میکروفن به دست وارد صحنه شد بعد از سلام و تشکر از حضور مردم اعلان جدا شدن گروه فدک از گروه حسینیهء اعظم را اعلام کرد از هر دو گروه افرادی بودند که از این تصمیم خوشحال بودند و بودند کسانی که از این تصمیم ناراحت میشدند .
گروه فدک : خوشحال شدند چون دیگه سختی ها  کنایه ها و منتهای گروه مقابل را به جان نمی خریدیم ناراحت شدند چون خاطراتی از اجراها در سالهای گذشته در آنجا بود
بچه های گروه حسینیه :خوشحال شدند چون هرکسی و یا هرکاری که خودشان دلشان می خواست رو انجام میدادند چه از لحاظ چیدن دکور تا گفتن دیالوگ و بودند کسانی که ناراحت شدند و مخالف رفتن گروه فدک بودند
شب پنجم شهادت حضرت رقیه یا فاطمهء کوچک در خرابه شام  بود که قبل از شروع برنامه آقای بزازیان  از اجتماع مردم عزیزی که ما رو در چهار شب قبل تحمل کرده بودند تشکر کردند و  خواسته شد که نظرات خود را به شماره اعلام شده ارسال کنند.  آخرین برنامه هم به پایان رسید آقای شانه تراش یاهمون حاج رضای خودمون  میکروفن به دست رو به مردم تماشاگر اعلام کرد که هیچ قهری وجود نداره  و فدک و حسینیه از هم جدا نشدنی هستند.
 خودمان هیچ وقت جسارت نمیکنیم و در مورد خوب بودن و یا بد بودن برنامه نظری  نمیدیم این گفته ها هم فقط نظرات مردمی بود که در پیامک های خودشان خواستار نرفتن و جدا نشدن این دو گروه بود که ما از تک تک آنها تشکر به عمل می آوریم ولی آیا نظرات اعضای گروه فدک میتونند دوباره نه چندباره مشاهده گر بی حرمتی های آنها باشند  هیئت تعزیت فدک به هیچ وجه بدون دعوت پای به خانه کسی نمی گذارد
گروه فدک تقاضای زیادی از گروه حسینیه نداشت
 آیا واقعا سخت بود ؟
یا خیلی غیر ممکن بود ؟
یعنی حسینیه اعظم نمیتونست یه کار کوچیک رو انجام بدن ؟
تقاضای بچه های گروه  ما
فقط امنیت بود و نظم بین هردو گروه نه چیز دیگه و چه کارهایی که واسه دیده نشدن ما انجام شد آیا حق گروه فدک خط خوردگی اسمش روی بنر تبلیغاتی بود ؟
قضاوت با شما
یکی از دوستای فدکی یه چیز قشنگ گفت
این کارو انجام دادم نه به خاطر کسی  فقط به خاطر فدک
ما هم اگه تعزیه اجرا کردیم نه به خاطر دوست بود نه دشمن  فقط به خاطربانویی که در سوگ پسرش نشسته بود
فقط به خاطر بانوی فدک و پسر بزرگوارش امام حسین (ع).

برچسب‌ها: قضاوت

[ چهارشنبه 1391/11/04 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

                               بسم الله الرحمن الرحیم                           
سلام و خسته نباشید به تمامی اعضای گروه فدک
محرم و صفر هم مانند تمامی ماه های دیگر رخت خود را بستند و رفتند ولی غم و اندوه اهل بیت هیچ وقت از دل و یاد تعزیه خوانها و شیعه بیرون نمی رود.
همه ی بچه های گروه فدک محرم و صفر امسال در تلاش و تکاپو بودن که عزای فرزندان بانوی فدک را هرچه سوزناک تر و بهتر از سال قبل بر پا کنند .
از اولین اجرا در مسجد امام حسین (ع) فرهنگ شهر که مختص کوچکترین شهید کربلا علی اصغر (ع) بود شروع شد و
دومین برنامه با همکاری هیئت برابن مالک درهمین مکان براء  برای آوارگی حضرت زینب و بچه های امام حسین (ع) در شام غریبان اجرا گرید.
برنامه سوم  در دانشگاه آزاد مسجد سلیمان بود که از شهادت شیرخواره ی آن امام مظلوم شروع شد شهادت امام و آواره شدن اهل بیت او و بعد خانه ی خولی و شهادت سه ساله امام حسین (ع).
اجرای چهارم در مسجد علامه شیخ نشان دادن شهادت حضرت رقیه (س) .
پنجمین تعزیه  در مدرسه ی دولتی چمران در دانشگاه چمران هواز  که نشان دهنده ی شهادت امام حسین (ع) و سه ساله اش حضرت رقیه (س) بود.
اجرای ششم در منطقه گلالک که همان اجرای قبل بوده است .
اجرای هفتم که با همکاری هیئت حسینیه اعظم به مدت پنج  شب در مکان امام زاده عبدالله برگزار شد عیارت بود از بود شب اول شهادت حضرت علی اکبر ، حضرت قاسم ابن الحسن ،حضرت عباس ، علی اصغر و امام حسین (ع) بود .
هشتمین برنامه  و شب دوم اجرای خانه ء خولی
اجرای نهم وشب سوم راهب نصرانی بود
دهمین برنامه و شب چهارم دروازه ساعات و بازار شام و سوغات شمر
اجرای یازدهم و شب پنجم شهادت حضرت رقیه (س)بود.
دوازدهمین کار گروه در روز اربعین در روستای کنار پیر اجرا شد که برنامه جابر و به خاکسپاری سرهای شهیدان کربلا توسط حضرت زین العابدین (ع) بود.
این گزارشی از تمام کارهای محرم سال 91 بود که با شور و عشق به امام حسین (ع) تا آخرش ادامه دادیم و حتی در سخت ترین شرایط هم دست از کار نکشیدیم.
هر کدام از اعضای گروه فدک که وارد این گروه می شوند نه با کسی بلکه با خود و بانوی فدک عهد می بندند که به اولین سختی عقب نکشند با حرف دیگران خم به ابرو نیاورند و تماما برای رضای خدا و مردم تلاش کنند
12 برنامه ای که برگزار شد سختی ها و مشکلات خود را داشت که خوشبختانه ایمان  تک تک بچه های گروه فدک نگذاشت مارا از ادامه راه و هدفمان منصرف کنند . 
تشکر میکنم از معین البکاء جناب ساسان مددی عزیز که با صبر و حوصله ی فراوان خود به تک تک بچه ها انرژی میداد البته عصبانی شدنش هم جالب بود
تشکر میکنم مداح اهل بیت از جناب آقای محمد جواد بزازیان که واقعا صدای گرمشون تسلی دهندهء پیر و جوان بوده وای... کاش در برنامه براء در روز عاشورا در جایگاه  بودند و مداحی میکردند
با تشکر از برادران سعید و محمدجواد صلواتی که تمام زحمات گروه بر دوششان بود وچه شبهایی را تا صبح دنبال کارهای دکور بوده اند
و وظیفه نور پردازی و افکت وجلوه های ویژه هم بعهده  این دو برادر بوده دست مریــــــــــــــــــــــــــزاد برادران صلواتی
با تشکر از آقای محمدرضا بیگلری که فعالیتش در گروه حیاتی اما در پَس پرده و پشت صحنه بود .
تشکر میکنم ازمسئول  گروه موسیقی جناب آقای حسین منصوریان و بچه های گروه موسیقی آقایان مجتبی برامالکی و نوید ملکی و آقای محمد یوسفی
تشکر از جناب آقای سجاد زرین کلاه که نوای  نی ایشان سوز تعزیه را دو چندان کرد.
تشکر میکنیم از مداح گروه جناب اقای علیرضا پویا که با پای گچ گرفته خود را در تمام برنامه ها به گروه رساندند
تشکر میکنم از تمامی بازیگران گروه فدک
 آقایان  مجید اقبالی ، روح الله محمدی ، داریوش شیرالی نیا   ، محمود نارنج پور ، حسن پور باغبان ،
مجتبی استواری ، بنیامین بزازیان ، علی محمد حنایی  و علی کوچولو .و خانم مبینا عباسپور که سنگ تمام گذاشتند
تشکر میکنم از بازیگران فرشته
فاطمه بیگلری ، فاطمه ثابتی  ،مبینا مددی ، مبینا عباسپور ، محدثه پویا ،الناز جلودار  ، اسما حسن پور ، حدیث ،مبینا ، رضوان ، مریم و نسترن
با تشکر از گروه دوبلاژ خانمها
آرزو کهوازی ، مهسا عباسپور ، مینا و مبینا عباسپور  و فاطمه بیگلری یاران با وفای فدک
و تشکر از عضو خستگی ناپذیر گروه که بار روابط عمومی و انفورماتیک گروه را یک تنه به دوش می کشد خانم سمیرا بیگلری درود بر شما
با تشکراز گروه فیلمبرداری آقایان
مهدی کریم پور و محمد علی لیاقت که دوندگی بسیاری در طول اجرای برنامه داشتند تا صحنه هایی زیبا از زوایای مختلف خلق کنند .
با تشکر از آسید محمود موسوی
و تشکر از پیر غلام مراسمات عزاداری امام حسین (ع) حاج رضا شانه تراش و خانم قلیانچی
تشکر فراوان از خانواده های این عزیزان که ما را در تمام مراحل همراهی کردند 

                                                                                   التماس دعا
 


برچسب‌ها: تشکر, عوامل, گروه, فدک

[ چهارشنبه 1391/11/04 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

ای منتظران گنج نهان می آید

آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور

گفتند که صاحب الزمان می آید

*عید امامت و ولایت مولایمان امام زمان مبارک*

[ دوشنبه 1391/11/02 ] [ 11 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]


برخیز مهدیاکه به عهدت وفاکنی

ما را نوید سبز عدالت عطا کنی

تو لاله شکفته به دامان نرگسی

جان جهان ز عطر رخت با صفا کنی

تا بشکفد به غنچه لبها تبسمت

کار مسیح مریم و آب بقا کنی

باغ زمان فسرده ز پاییز ظلمهاست

باید زمین به روح بهار آشنا کنی

وقتی که دست بسته زنجیر حسرتیم

بیرون تمام سلسله ها را ز پا کنی

برخیز تا به شور شرر بار ذوالفقار

ما را زدست فتنه عالم رها کنی

پس با تمام صولت اجداد خویشتن

حق را ز جور و ظلمت باطل جدا کنی


برچسب‌ها: ولایت, و امامت, امام زمان, مبارک

[ دوشنبه 1391/11/02 ] [ 11 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

ه پيشگاه نازدانه سيدالشهدا (ع)
حضرت رقيه كه بود؟

خبرگزاري فارس: دخترم! بگذار لب‌هاي چوب خورده‌ام امشب ميهمان بوسه‌اي باشد از پيشاني سنگ خورده‌ات؛ از گيسوي پريشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌هاي معصوم تازيانه ديده‌ات؛ از صورت رنگ پريده سيلي خورده‌ات. دخترك

خبرگزاری فارس: حضرت رقيه كه بود؟

م! نخواب! بگذار بابا بخوابد.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبري فارس «توانا»، بعد از اسيري خاندان اهل‌بيت (عليهم‌السلام) و سفر آنها به شام و كوفه، حضرت رقيه (ع) بعد از تحمل سختي‌‌هاي اسيري در شبي جانسوز در شام به شهادت رسيد. * رقيه كه بود اصل وجود دختري چهار ساله براي امام حسين (عليه السلام) در منابع شيعي آمده است، اما در بعضي منابع در اين باره اختلاف وجود دارد. در كتاب كامل بهايي نوشته علاءالدين طبري (قرن ششم هجري) قصه دختري چهار ساله كه در ماجراي اسارت در خرابه شام در كنار سر بريده پدر به شهادت رسيده، آمده است، اما در مورد نام او كه آيا رقيه بوده يا فاطمه صغري و ... اختلاف است. همچنين سيد بن طاووس در كتاب «لهوف» خود مي‌نويسد: «شب عاشورا كه حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) اشعاري در بي‌وفايي دنيا مي‏خواند، حضرت زينب (س) سخنان ايشان را شنيد و گريست. امام (عليه‏ السلام) او را به صبر دعوت كرد و فرمود: «خواهرم ام كلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد [و به ياد داشته باشيد] هنگامي كه من كشته شدم، براي من گريبان چاك نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد و خويشتن‌دار باشيد.» * مادر حضرت رقيه براساس نوشته‌هاي بعضي كتاب‌هاي تاريخي، نام مادر حضرت رقيه (عليها سلام)، امّ اسحاق است كه پيش‌تر همسر امام حسن مجتبي (عليه السلام) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (عليه السلام) به عقد امام حسين (عليه السلام) درآمده است. مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضيلت اسلام به شمار مي‌آيد. بنا به گفته شيخ مفيد در كتاب الارشاد، كنيه ايشان بنت طلحه است. نام مادر حضرت رقيه (عليها سلام) در بعضي كتاب‌ها، ام جعفر قضاعيّه آمده است، ولي دليل محكمي در اين باره در دست نيست. هم چنين نويسنده معالي السبطين، مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر يزدگرد سوم پادشاه ايراني معرفي مي‌كند كه در حمله مسلمانان به ايران اسير شده بود. وي به ازدواج امام حسين (عليه السلام) درآمد و مادر گرامي حضرت امام سجاد (عليه السلام) نيز به شمار مي‌آيد. البته لازم به ذكر است كه اين مطلب از نظر تاريخ‌نويسان معاصر پذيرفته نشده است؛ زيرا در منابع تاريخي آمده است كه ايشان هنگام تولد امام سجاد (ع) از دنيا رفته و تاريخ درگذشت او را 23 سال پيش از واقعه كربلا، يعني در سال 37 هـ .ق دانسته‌اند. از اين جهت امكان ندارد، او مادر كودكي باشد كه در فاصله سه يا چهار سال پيش از حادثه كربلا به دنيا آمده باشد. اين مسأله تنها در يك صورت قابل حل است كه بگوييم شاه زنان كسي غير از شهربانو مادر امام سجاد (عليه السلام) است. * نام‌گذاري حضرت رقيه (ع) رقيه از «رقي» به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است. گويا اين اسم لقب حضرت بوده و نام اصلي ايشان فاطمه بوده است؛ زيرا نام رقيه در شمار دختران امام حسين (ع) كمتر به چشم مي‏خورد و به اذعان برخي منابع، احتمال اينكه ايشان همان فاطمه بنت الحسين (ع) باشد، وجود دارد. در واقع، بعضي از فرزندان امام حسين (ع) دو اسم داشته‏اند و امكان تشابه اسمي نيز در فرزندان ايشان وجود دارد. گذشته از اين، در تاريخ نيز دلايلي بر اثبات اين مدعا وجود دارد. چنانچه در كتب تاريخي آمده است: «در ميان كودكان امام حسين (ع) دختر كوچكي به نام فاطمه بود و چون امام حسين (ع) مادر بزرگوارشان را بسيار دوست مي‏داشتند، هر فرزند دختري كه خدا به ايشان مي‏داد، نامش را فاطمه مي‏گذاشت. همان گونه كه هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علي (ع) وي را علي مي‏ناميد.» * اسيري حضرت رقيه حضرت رقيه در واقعه عاشورا حدود سه يا چهار سال سن داشت كه بعد از شهادت امام حسين(ع) و يارانش در عصر عاشورا به همراه ديگر زنان بني‌هاشم توسط سپاه يزيد به اسيري رفت. اما داستان شهادت حضرت رقيه (ع). از درون خرابه‌هاي شام، صداي كودكي به گوش مي‌رسيد. همه آنهايي كه در ميان اسرا بودند، خوب مي‌دانستند كه اين صداي رقيه، دختر كوچك امام حسين (ع) است. او حالا از خواب بيدار شده بود و سراغ پدرش را مي‌گرفت. انگار كه خواب پدرش را ديده بود. يزيد دستور داد سر امام حسين (ع) را به دختر كوچك نشان دهند و او را ساكت كنند، اما وقتي حضرت رقيه (ع) و امام حسين ع باز هم به هم رسيدند، اتفاق جانسوزي افتاد. * اين بار، پدر در سوگ رقيه نشست چقدر بي‌تابي دخترم! اين همه دلشكستگي چرا؟ مگر دست‌هاي كوچكت در امتداد نيايش عمه، تنها از خدا آمدن بابا را طلب نكرد؟ اينك آمده‌ام در ضيافت شبانه‌ات و در آرامش خرابه‌ات. كوچك دلشكسته‌ام! پيش‌تر نيز با تو بودم و مي‌ديدمت. شعله بر دامان و سوخته‌تر از خيمه آه مي‌كشيدي و در آميزه خار و تاول، آبله و اشك، صحراي گردان را به اميد سر پناهي مي‌سپردي. مهربان دلشكسته‌ام! صبور صميمي! مسافر غريب و كوچك من! مگر نگفتي كه بابا كه آمد، آرام مي‌گيرم. اين همه ناآرامي چرا؟ مگر نگفتي بابا كه آمد سر بر دامانش مي‌گذارم و مي‌خوابم؟ نه ...، نه دختركم نخواب! مي‌دانم اگر بخوابي، ديگر عمه نمي‌خوابد. مي‌دانم خواب تو، خواب همه را آشفته مي‌كند. نه ... نخواب دخترم! دخترم! بگذار لب‌هاي چوب خورده‌ام امشب ميهمان بوسه‌اي باشد از پيشاني سنگ خورده‌ات؛ از گيسوي پريشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌هاي معصوم تازيانه ديده‌ات؛ از صورت رنگ پريده سيلي خورده‌ات. بگذار امشب، مثل شب آرامش تنور بر زانوان زهرا آسوده بخوابم. نه دخترم! نخواب! بگذار بابا بخوابد. و چنين شد كه رقيه (س)، هنگامي كه سر پدر در آغوشش بود، جان سپرد. منابع: بهايي علاءالدين طبري لهوف سيد بن طاووس چهل روز عاشقانه، محمدرضا سنگري 

[ سه شنبه 1391/09/21 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

 

جشنواره هم تمام شد.

در روز یازدهم گروه های سوسنگرد،اهواز،دزفول و شوشتر نمایش خودرا به اجرا گذاشتند

و همه منتظر فردای آن بودند منتظر روز اختتامیه، روز داوری، روز قضاوت.

آیا ما برگزیده میشویم ؟

موسیقی کدام گروه برگزیده میشود ؟

از کارگردانان چه کسی انتخاب میشود ؟

کدام نویسنده ؟

چه کسی یا چه کسانی ؟

آیا یک گروه یا گلچین میشوند ؟

حق برنده شدن با کسیت ؟

همه در استرس ، همه کنجکاو و شایدم نگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران که :

چه کسی بالا می رود .

موسیقی که رَد شد ماشاءالله هیچ کاری را قبول نکردند از استاد هم استادتر میخواستند.

کارگردانی هم که آیا واقعاً فقط دو کار قبول شد یا داوران خواب بودند ؟

شاید خسته بودند و خوابشون برده . خب تعداد کارها در یک روز زیادبوده

طفلک داور چیزی از اجرارو ندید.

آخه کسی نیست بگه از ساعت 8صبح تا 11 شب زمان زیادی نیست؟

خب گناه دارن داور و دبیر ومدیر جشنواره و تمام اونایی که از صبح اومدن

تویه شهر غریب دیدن 5 کار پشت سر هم

از این سالن به اون سالن رفتن، دیگه توقع زیادی که نمیشه از یه انسان داشت

هر طوری باشه خسته میشه مگه چقدر توان داره ؟!

آخه داور وسط جشنواره خوابش برده بود .

بازم خوبه که زود تمام شدحداقل میتونن درست و حسابی استراحت کنه.

پس کارها درست دیده نشده بقیه هم توی عالم خواب داور ، همه و همه گم شدن.

در شب آویزان سکوت ام علوان با نذز از آن سوی پل به ماه لبریخته رسید.

اونایی که انتخاب نشدید کارها و زحمات شما در خواب این عزیزخسته گم شده است نگران نباشید.

 

[ پنجشنبه 1391/08/18 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]

       

                خوشا «ذی‌الحجه» روز عید قربان   شروع داستان عشق و ایمان
               خواهی که تو را کعبه کند استقبال   مایی و منی را به منا قربان کن



برچسب‌ها: گرچه, من, دعوت ندارم

[ جمعه 1391/08/05 ] [ 0 قبل از ظهر ] [ بچه های گروه فدک ]

[ ]